ملاقات با موریس مینی مدل 1973

میان نام‌های بسیار پرافتخار صنعت خودرو انگلستان، از خودروهای لوکس رولزرویس گرفته تا سوپراسپرت‌های مک‌لارن، شاید تصور آن دشوار باشد که نام یک خودرو بسیار جمع‌وجور و اقتصادی در بین مشاهیر صنعت خودرو جهانی در قرن گذشته بدرخشد. خودرو مینی (mini) یکی از محصولات اقتصادی اما بسیار هوشمندانه دهه 1960 میلادی بریتانیا بود. این خودروی جمع‌وجور شهری پس از عرضه در سال 1959 میلادی، با سرعت بسیار زیاد دل علاقه‌مندان صنعت خودرو را درنوردید و به یکی از آثار فرهنگی تاریخ معاصر بریتانیا تبدیل شد.

محبوبیت و ناب بودن ایده تولید مینی به اندازه‌ای در میان مردم نفوذ کرد، که نسل‌های ابتدایی آن از سال 1959 تا 2000 بدون اعمال تغییرات فاحش بر خط تولید باقی ماندند. در ادامه این مقاله از «باما» به معرفی موریس مینی مدل 1973 می‌پردازیم، که یکی از نوادگان خودروی مینی به شمار می‌آید.

پیدایش مینی

داستان تولد مینی به بحران و کمبود سوخت حاصل از جنگ دوم اعراب و اسرائیل در سال 1957 معروف به «بحران سوئز» بازمی‌گردد. زمانی که ایده استفاده از خودروهای کم‌‌مصرف اقتصادی در اروپا به ناگه اوج گرفت. این ایده به هیچ عنوان انقلابی و نوین نبود چرا که خودروسازان ژاپنی، آلمانی و ایتالیایی چند سالی بود که خودروهای اقتصادی بسیار کوچک و کم‌مصرف را بر خط تولید خود داشتند. خودروهایی که عموماً بر پیشرانه‌های ساخته شده برای موتورسیکلت‌ها شکل گرفته بودند و کلاس تولیدی آن‌ها به کلاس خودروهای حبابی (Bubble Car) یا سوپر مینی شهرت داشت.

اما مدیر وقت شرکت بریتیش موتور (BMC)، لئونارد لورد (Leonard Lord)، در جست و جوی طراحی و ساخت یک خودرو حبابی اقتصادی و درون شهری کارآمد و کم‌مصرف، تقریباً تمامی خودروهای این کلاس را شخصاً تست کرد و از ناکارآمدی و کیفیت ساخت بسیار پایین آن‌ها به تنگ آمده بود. در نتیجه ساخت خودرویی از این کلاس را در دستور کار قرار داد. خودرویی که برای طی کردن فرایند تولید باید از استانداردها و محدودیت‌های طراحی دشواری می‌گذشت.

ملاقات با موریس مینی مدل 1973

قوانین و اصول ابتدایی لورد برای طراحی خودرو جدید از کلاس خودروهای حبابی بسیار ساده و در عین حال بسیار دشوار بود. خودروی جدید نباید از ابعاد 3×1.2×1.2 متر تجاوز و تجهیزات و ادوات فنی آن نباید بیش‌تر از 1.8 متر از طول کلی 3 متری خودرو را اشغال می‌کرد. همچنین او تاکید داشت که به منظور کنترل بودجه مورد نیاز برای طراحی چنین خودروی منحصربه‌فردی، پیشرانه به کار رفته باید از میان پیشرانه‌های موجود بر خط تولید آن زمان انتخاب می‌شد.

انجام این ماموریت دشوار به طراح یونانی، اَلِک آسیگونیس سپرده شد که پیشتر در طراحی خودروهای کم‌حجم و اقتصادی تجربه کافی داشت. نتیجه کار تولید سری متنوعی از خودروهای حبابی اقتصادی بسیار کوچک شهری بود که مینی نام گرفت.

لوگوی قدیمی مینی

شرکت بریتیش موتور از ادغام دو گروه خودروسازی بریتانیایی موریس موتور و آستین موتور در سال 1952 میلادی تشکیل شده بود. در نتیجه محصول جدید تحت نام برندهای زیرمجموعه بریتیش موتور و در طراحی‌های متنوعی به تولد رسید که موریس مینی یا همان موریس مینی ماینر (Morris Mini Minor) یکی از آن‌هاست.

موریس مینی، نسل سوم

موریس مینی ماینر تا سال 2000 و پیش از آن که از سوی خودروسازی ب‌ام‌و آلمان خریداری شود، درهفت نسل متفاوت به تولید رسید که از مارک 1 تا مارک 7 (Mark I تا Mark VII) نام‌گذاری شدند. تغییرات طراحی‌ ظاهری حتی تا تولید نسل هفتم بسیار مینیمال و جزئی و کاملاً وفادار به طراحی ابتدایی آسیگونیس بود. در نتیجه می‌توان مینی را یکی از وفادارترین خودروها به طراحی ابتدایی و اتاق جاودان خطاب کرد، که طی بیش از چهار دهه تولید پیوسته، تغییرات ظاهری آن جزء در زمینه بهبود و همگامی بیشتر با استانداردهای روز نبود.

CLASSIC MINI 1973

نسل سوم مینی از سال 1969 تا 1976 بر خط تولید قرار گرفت. با وابستگی شدید میان موریس و آستین، تقریباً تمامی مدل‌های تولید شده مینی از سوی زیرمجموعه‌های بریتیش موتورز همانند یکدیگر و با کمترین تغییرات ظاهری به تولید می‌رسیدند. در نتیجه موریس مینی مورد بررسی نیز همانند جد پدری خود، حتی پس از گذر یک دهه از تولید، از همان دو چراغ گرد و جلوپنجره عرضی کرومی بهره می‌گیرد که به کمک دو چراغ راهنما کله قندی کوچک و سپر کرومی بسیار باریک، نمای جلو این خودرو را تکمیل می‌کند.

نمای جانبی از چند جهت جالب است. اول آن که محل اتصال ورق‌های بدنه خودرو به منظور سهولت در فرایند تولید و کاهش هزینه‌ها، به صورت بیرون زده به یکدیگر جوش خورده‌اند. دوم ابعاد بسیار کوچک تایرها درمقایسه با ابعاد خودرو است که بسیار جلب توجه می‌کند. در نهایت ابعاد قابل توجه درها در نمای جانبی بسیار به چشم می‌آیند چرا که تقریباً نزدیک به نصف ابعاد خودرو را به خود اختصاص می‌دهند.

طراحی نمای عقب مینی کلاسیک

نمای عقب نیز در ساختاری مشابه یک برجستگی بسیار کوچک به عنوان صندوق عقب به همراه دارد و چراغ‌های ستونی عقب و سپر کرومی باریک با سر اگزوزی که از وسط خودرو خارج می‌شود، جلوه کلاسیک آن را به پایان می‌رساند. البته سر اگزوز این خودرو با اندکی تغییر ظاهر از نوع کرومی دوقلو، جلوه‌ای نزدیک‌تر به نسخه‌های امروزی مینی دارد.

نمای داخلی شاید حتی ساده‌تر از نمای بیرونی خودرو باشد. داشبرد بسیار ساده و در ساختاری لبه‌دار به صرت همزمان نقش طاقچه را نیز بازی می‌کند. ادوات کنترلی مختصر و نشانگرهای فشار روغن، دمای پیشرانه و سرعت‌سنج به همراه نشانگر میزان سوخت موجود در باک، همگی از نوع دوار در مرکز داشبرد قرار گرفته که از همان ابتدا یکی از سنتی‌ترین و کلاسیک‌ترین المان‌های طراحی نمای داخلی مینی بود.

فرمان دو شاخه مینی کلاسیک

فرمان خودرو با ابعادی نستاً بزرگ از نوع دوشاخه و مزین به نام MINI است و از آنجایی که خودرو به دلیل داشتن وزن بسیار کم فاقد سیستم کمکی فرمان است، بزرگ بودن ابعاد غربیلک فرمان کنترل خودرو را حتی به صورت درجا و استفاده از تایرهای پهن‌تر از استاندارد مینی، ساده می‌سازد.

نمای داخلی بسیار کوچک اما هوشمندانه و با تمرکز بر استفاده مفید از فضا طراحی شده است. اگرچه خودرو توان حمل چهارسرنشین را دارد اما با توجه به ابعاد بسیار کوچک 3060×1420×1360 میلی‌تری و فاصله محورهای 2040 میلی‌متری، حداقل برای جا دادن دو سرنشین کم سن و سال یا حمل سرنشینان بالغ با قدر کمتراز 170 سانتی‌متر در مسافت‌های کوتاه قابل استفاده است. همچنین با استفاده از چرخ‌های بسیار کوچک، بریتیش موتور موفق شد برجستگی طاق گلگیرها را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد که این مهم به کسب فضای قابل احترام در صندوق عقب خودرو انجامید.

فضای کابین مینی کلاسیک

موریس مینی، کوچک اما کاربردی

تمامی مینی‌های هفت نسل تولیدی از پیشرانه‌های چهار سیلندر 8 سوپاپ سری A بریتیش موتور بهره گرفتند. مینی نسل سوم نیز با همین پیشرانه اما در سه طیف حجمی متفاوت روانه بازار شد. پیشرانه‌های عرضه شده شامل یک نمونه 848 سی‌سی، 998 سی‌سی و 1275 سی‌سی به عنوان قدرتمندترین نمونه بودند که نسخه مورد بررسی «باما» به پیشرانه 1.0 لیتری (998 سی‌سی) مجهز است.

پیشرانه 1.0 لیتری سری A بریتیش موتور در آن دوران قدرتی در حدود 55 اسب‌بخار در دور 5800 و گشتاوری نزدیک به 77 نیوتون‌متر تولید می‌کرد که البته در همان دوران نیز رقم جذابی نبود. حتی پیشرانه 1275 سی‌سی آن نیز در بهترین حالت در نسخه مینی کوپر S تنها قادر به تولید 76 اسب‌بخار و 107 نیوتون‌متر بود. در نتیجه بیشتر مدل‌های مینی به هیچ عنوان خودروهای تند و تیز و چابکی به حساب نمی‌آیند. با وجود وزن بسیار اندک مینی در حدود 630 کیلوگرم، شتاب صفر تا صد کیلومتر برساعت آن با توجه به مدل و سال تولید در آن دوران چیزی در حدود 20 تا 30 ثانیه بود.

پیشرانه مینی کلاسیک

نسل سوم همانند نسل‌های پیشین خود از گیربکس چهار سرعته دستی برای انتقال نیرو استفاده می‌کرد که ساختار بسیار فشرده آن در ترکیب با پیشرانه و طراحی ساندویچی گیربکس و دیفرانسیل به صورت ترنس‌اکلس (Transaxle)، از دیدگاه مهندسی و فنی بسیار جالب توجه است.

مینی به دلیل داشتن ساختار مهندسی بسیار فشرده و طراحی ترنس‌اکسل (اشتراک محفظه گیربکس و دیفرانسیل) از دیدگاه سهولت تعمیرات و هزینه‌های نگهداری خودرو بسیار مقرون به صرفه‌ای بود. استفاده بریتیش موتور از پیشرانه‌های سنتی و بسیار کم استهلاک OHV (میل‌سوپاپ پایین/2 سوپاپ در سرسیلندر) نیز در راستای نیل به این هدف نیز بی‌تاثیر نبود.

تست و بررسی مینی موریس مینی 1973

این مجموعه سبک و کم استهلاک مزیت رقابتی بسیار مهم دیگری نیز با خود به همراه داشت که همان میزان مصرف سوخت بود. با داشتن مصرف سوخت متوسطی در حدود 6.5 لیتر در هر صد کیلومتر، مینی یکی از برترین گزینه‌های مورد استقبال مشتریان در دوران بروز بحران سوخت و استفاده درون شهری در کوچه‌های بسیار تنگ و باریک کشورهای اروپایی چون بریتانیا بود.

راند نهایی با مینی

مینی با دستیابی به چند هدف مهم نظیر کاربری، توان فنی قابل قبول، استهلاک و هزیه نگهداری بسیار اندک، مصرف سوخت بسیار پایین و کیفیت ساخت قابل احترام به یکی از برترین خودروهای تاریخ صنعت خودروسازی جهان بدل شد که پس از فورد مدل T و پیش از سیتروئن DS، دومین خودروی مهم و تاثیرگذار در قرن بیستم به شمار می‌آید.

نفوذ این خودرو در قلب و ذهن خریداران از دیرباز تاکنون به اندازه‌ای عمیق بوده است که توانست به عنوان یکی از عناصر فرهنگی در مجموعه‌های ویدئویی و تلویزیونی نظیر خودرو شخصی آقای بین (Mr. Bean/ مستر بین با بازی شخصیت بسیار مشهور سینمایی، خبرنگار صنعت خودرو و کلکسیونر خودرویی، روآن اتکینسن) و فیلم‌های هالیوودی نظیر شغل ایتالیایی (Italian Job) حضور پیدا کند.

مینی در سال 2000 به تملک گروه خودروسازی ب‌ام‌و آلمان درآمد و از آن زمان به بعد با افزایش چشمگیر ابعاد داخلی و خارجی و همچنین تغییرات بسیار زیاد فنی در مجموعه پیشرانه و انتقال نیرو، تلاش بسیار کرد تا همچنان نام خود را ضمن همگامی با استانداردها و نیازهای روز در تاریخ صنعت خودروسازی جهان زنده نگه دارد. هرچند باید اعتراف کرد ب‌ام‌و به خوبی این برند قدیمی بریتانیایی را زنده نگه داشت و از آن مراقبت کرد اما خودروهای امروزی برند مینی با آنچه در دهه 1960 میلادی تا 1990 به تولید رسیدند تفاوت بسیار زیادی دارند.

عکاس: محمدرضا اناری

نویسنده : شهاب انیسی

منبع : باما